گفتمان سازی نبض توسعه اقتصاد مقاومتی در کشور است.

گفتمان سازی نبض توسعه اقتصاد مقاومتی در کشور است عدم توجه به گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی، عدم دسترسی به اهداف عالی آنرا، به همراه خواهد داشت. توسعه زیرساخت های اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف، تغییر سبک زندگی، حمایت از تولید داخلی، توجه به کیفیت تولید و سایر عرصه های اقتصادی و سیاسی کشور بدون مشارکت هوشمندانه و فطری مردم و نخبگان میسر نخواهد گردید. اصولا در دنیای امروزی، بار اصلی توسعه سیاست های اقتصادی و سیاسی را رسانه ها و ابزارهای گفتمان ساز بر عهده دارند. نگاهی به حجم شبکه های ارتباطی ماهواره ای و دیجیتال در جهان، نشان از تلاشی هدفمند، برنامه ریزی شده، فرایندی و هوشمندانه در دنیا در ترویج گفتمان های حاکم دارد. بعبارتی هر تصمیم و فعالیت اقتصادی و سیاسی، بدون مشارکت جمعی و حضور حداکثری جامعه با شکست مواجه خواهد گردید.

1396/02/09 20:07:39
گفتمان سازی،

گفتمان سازی نبض توسعه اقتصاد مقاومتی در کشور است.

دست بندی: اجتماعی / ویژه ها /

گفتمان سازی نبض توسعه اقتصاد مقاومتی در کشور است عدم توجه به گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی، عدم دسترسی به اهداف عالی آنرا، به همراه خواهد داشت. توسعه زیرساخت های اقتصادی، اصلاح الگوی مصرف، تغییر سبک زندگی، حمایت از تولید داخلی، توجه به کیفیت تولید و سایر عرصه های اقتصادی و سیاسی کشور بدون مشارکت هوشمندانه و فطری مردم و نخبگان میسر نخواهد گردید. اصولا در دنیای امروزی، بار اصلی توسعه سیاست های اقتصادی و سیاسی را رسانه ها و ابزارهای گفتمان ساز بر عهده دارند. نگاهی به حجم شبکه های ارتباطی ماهواره ای و دیجیتال در جهان، نشان از تلاشی هدفمند، برنامه ریزی شده، فرایندی و هوشمندانه در دنیا در ترویج گفتمان های حاکم دارد. بعبارتی هر تصمیم و فعالیت اقتصادی و سیاسی، بدون مشارکت جمعی و حضور حداکثری جامعه با شکست مواجه خواهد گردید. بدون مشارکت بدنه جامعه، تغییر سیاست های اقتصادی امری سخت و طاقت فرسا و همراه با هزینه های گزاف خواهد بود. این امر را میتوان با مرور فعالیت های مختلف اقتصادی کشور و دلایل عدم پیشرفت آن بیشتر مشاهده نمود. هنگامی که از گفتمان سازی صحبت میگردد، نگاه اندیشمندان از بخشنامه و ادبیات دستوری، به اقناع فطری و فرایندی زمانبر و برنامه ریزی شده منعطف میشود. بعبارتی، گفتمان سازی امری دستوری نیست و نیاز به طراحی فرایندی علمی با توجه به خصوصیات جامعه هدف دارد. هنگامی که از پیوست گفتمان سازی در انجام فعالیت ها و برنامه های کلان اقتصادی و سیاسی صحبت میشود، منظور شیوه های تبدیل برنامه به ادبیات حاکم بر زندگی تک تک نخبگان و مردم جامعه می باشد. اگر تلاش نکنیم تا سیاست های اقتصاد مقاومتی بویژه در بحث اصلاح الگوی مصرف، اقتصاد بدون نفت، توجه به اقتصاد دانش بنیان و حمایت از تولید داخلی و تولید کیفی، به گفتمان غالب جامعه تبدیل شود، متاسفانه شاید شاهد شکست این سیاست های ابلاغی باشیم و لزوم توجه به این امر به خوبی در بند بیست و یک سیاست های ابلاغی اقتصاد مقاومتی نیز آمده است. مروری بر بیانات چندساله‌ی اخیر رهبر انقلاب نشان میدهد که از منظر ایشان، آرمان‌های انقلاب اسلامی و اهداف کلان جمهوری اسلامی تنها از راه تبدیل شدن به «گفتمان» محقق می‌شوند. این تأکید ایشان را می توان در ابلاغیه سیاست های اقتصاد مقاومتی نیز مشاهده نمود. اصولا توسعه اقتصادی و یا سیاسی یک کشور بدون توجه به مفاهیم فرهنگی و گفتمان سازی مبانی آن، امکان پذیر نیست. شاید بتوان مهمترین عامل پیشرفت اقتصاد مقاومتی در کشور را گفتمان سازی اصول اقتصاد مقاومتی در میان مسوولان و مردم دانست. گفتمان، ارائه فکری منسجم و منظم و قابل دفاع مبتنی بر فرهنگ و اعتقادات یک جامعه می‌باشد که از سوی یک رهبر یا ایدئولوگ و یا فعال سیاسی و یا فرهنگی تبیین می‌گردد و محور فعالیت ها، تبلیغات و جهت‌گیری ها قرار می‌گیرد، به نظام مدیریتی و رسانه‌ای جهت می‌دهد و بر سرنوشت مردم و کشور تأثیر می‌گذارد، رفتارهای سیاسی و اجتماعی خاصی را شکل می‌دهد و پیرامون آن مخالفین و موافقین صف‌آرائی می‌کنند. گفتمان يك نوع زبان و يك نظام بازنمايي است كه از لحاظ سياسي و اجتماعي توسعه مي يابد تا مجمو عه اي منسجم از معاني را درباره يك حيطه موضوعي مهم ايجاد و توزيع نمايد. اين معاني در خدمت منافع گروهی از اجتماع است كه گفتمان از درون آن سرچشمه مي گيرد و از طريق عملكرد ايدئولوژيكي اش تلاش مي كند، آن معاني را به عقل سليم تبديل نمايد. به بيان ساده تر هر گفتمان يك ساختار معرفتي است كه در شرايطي خاص در جامعه حاكم مي شود. گفتمان سازی در اصل، فرایند تبدیل و یا ورود نظریه و یا گفتمان های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به ادبیات رایج جامعه و زندگی مردم است و عبارت از راهکارهای فرهنگسازی، آموزش و تبیین مبانی در جامعه است. گفتمان سازی فرایندی است که با شناخت جامعه هدف و استفاده از ابزار رسانه و آموزش صورت پذیرفته و اغلب زمانبر و فرایندی است. بار اصلی گفتمان سازی بر دوش رسانه های مختلف است. اگر بخواهیم تعریفی از رسانه داشته باشیم باید بگوییم رسانه‌ها، افراد، ابزار يا موقعيت‌هايي هستند كه به وسيله آن¬ها پيام ارایه مي‌شود. در واقع رسانه به كليه امكاناتي اتلاق مي‌گردد كه مي‌توانند شرايطي را در محيط آموزشي به وجود آورند كه تحت آن شرايط، يادگيرندگان قادر باشند اطلاعات، رفتار و مهارت‌هاي جديد را با درك كامل به دست آورند. به عبارت ديگر، رسانه به معنی هر وسیله‌اي است که انتقال دهنده فرهنگ، آداب، عقاید و افکار عده و یا جمعیتی باشد. رسانه‌ها مي‌توانند ابزار قدرتمندي براي آموزش گستره‌اي از مهارت‌هاي اجتماعي و شناختي باشند. طبق برآوردها، جوانان زير بيست سال به طور ميانگين، یک سوم زمان بيداري خود را با وسايل ارتباط جمعي به صورت مستقيم يا غيرمستقيم مي‌گذرانند. ارتباطات و رسانه‌هاي جديد، بزرگترين مولد رشد ناخالص ملي كشورها بوده و ۷۰ درصد رشد ناخالص ملی را به خود اختصاص می‌دهند. رسانه‌ها توانايي بالقوه‌اي در خصوص تبیین و ترویج فرهنگ و گفتمان های عمومی دارند و در اجراي بسياري از اهداف کشورها كاملاً موثر هستند و یا مي‌توانند باشند. رسانه ها میتوانند امری معلوم را مجهول و مجهولی را معلوم نمایند. هنر رسانه، بمباران فکر و اندیشه مخاطب است و در دنیای امروز، حمایت رسانه، راهبرد اساسی گفتمان سازی به حساب می آید. در واقع، رسانه شاهراه اصلی هویت بخشی و فرهنگسازی جامعه است که مبانی هنر و اندیشه را به همراه میکشد. اما راهکارهای تحقق این امر مهم چیست؟ برای پاسخ به سؤال فوق، باید گفت در هر جامعه‌ای، می‌توان سه بخش مدیریتی، نخبگانی و توده‌ای را از هم تفکیک کرد. هرچند این سه بخش دارای اشتراکاتی هستند، اما تفاوت‌هایی هم دارند که همین تفاوت‌ها باعث تمایز ایشان از هم می‌شود. از مهم‌ترین تمایزات موجود در بین این سه قشر، تمایز در روش درک واقعیت‌ها و رفتار مبتنی بر آن‌هاست. با این توضیح که در بخش مدیریتی جامعه، مجموعه‌ای از سلسله‌‌مراتب و دستورالعمل‌ها وجود دارد و هر سطح مدیریتی، مبتنی بر قانون بالادستی (قانون بالادستی به مثابه‌ی الگوی رفتار منتج از واقعیت درک‌شده) عمل می‌کند؛ یعنی منطق درک واقعیت و رفتار مبتنی بر آن در نظام سیاسی و مدیریتی جامعه، مبتنی بر قوانین و دستورالعمل‌هاست. از سوی دیگر، در بخش نخبگانی جامعه، شما با منطق دیگری روبه‌رو هستید؛ منطقی که مبتنی بر اقناع منطقی و استدلالی فرد نخبه است. به عبارت دیگر، در بخش نخبگانی جامعه، فرد نخبه با یک سلسله فعالیت‌های استدلالی و عقلی محض، دست به درک واقعیت‌های موجود می‌زند و مبتنی بر همین نوع از درک، رفتار می‌کند؛ یعنی بر خلاف منطق موجود در حوزه‌ی سیاسی و مدیریتی جامعه، شما با یک مسیر یک‌طرفه‌ و عمودی انتقال اطلاعات و ارزش‌ها روبه‌رو نیستید. در اینجا فرد نخبه، خودش دست به درک واقعیت می‌زند، اما بر اساس استدلال عقلی و نتایج منطقی. اما اوضاع در بدنه‌ی جامعه که مخاطب اصلی گفتمان‌سازی‌ است کاملاً فرق دارد. البته عدم درک تمایز موجود است که برخی از فعالیت‌های این‌چنین را به بیراهه می‌کشاند. همین عدم درک تمایز موجود است که باعث شده است برخی مدیران کشور، به خصوص برخی مدیران فرهنگی، فکر کنند که با یک سری دستورالعمل و بخشنامه می‌توانند در بازه‌ی زمانی کوتاه‌مدت دست به خلق و فراگیر کردن یک گفتمان بزنند و یا بعضی از نخبگان کشور توقع داشته باشند که با روش‌های استدلالی و فکری محض، رویکرد جامعه به سبک زندگی و یا تغییر فرهنگ اقتصادی و الگوی مصرف تغییر کند. فرقی که منطق درک واقعیت و رفتار مبتنی بر آن، در حوزه‌ی عمومی جامعه با دو حوزه‌ی دیگر دارد این است که بر خلاف حوزه‌ی مدیریتی، نه مبتنی بر دستورالعمل و بخشنامه و اعمال‌نظر است و بر خلاف حوزه‌ی نخبگانی، نه بر اساس اقناع فکری و استدلالی‌ است؛ بلکه منطق موجود در این حوزه، مبتنی بر ((اقناع فطری)) انسان‌هاست؛ اقناعی که چندان وابسته به استدلال و سلسله‌مراتب عقلی نیست (البته در زیربنای خود کاملاً به آن وابسته است)، بلکه مبتنی بر برانگیختن حساسیت‌های فطری جامعه است و شدیداً به مقوله‌ی هنر پهلو می‌زند. نکات زیر در فرایند گفتمان سازی ضروری است: • گفتمان سازی با کارهاى جداجداى برنامه‌ریزى‌نشده حاصل نخواهد شد. این کار احتیاج دارد به برنامه‌ریزى و کار فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ پمپ آب است که می‌‌تواند آب یا مایه‌ى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى که مورد نظر است برساند..در واقع همچون پمپاژ خون در رگ های جامعه است. • گفتمان‌سازی، مثل هر امر دیگری، مختصاتی دارد. یکی از مهم‌ترین مختصات آن، دوری از رفتارهای دستوری و کنش‌های مبتنی بر اجبار است. نباید تصور کرد که با صدور چند بخشنامه می‌توان گفتمان‌سازی کرد. • مشارکت فعال حوزه های علمیه و دانشگاه در فرایند گفتمان سازی ضروری است و بدون همکاری و مشارکت این دو قسمت، کار با مشکل مواجه خواهد گرفت. • شناخت جامعه هدف در گفتمان سازی بسیار مهم است و انتخاب رسانه تاثیرگذار بر جامعه هدف ضروری است. • گفتمان سازی در واقع تغییر نگرش و رفتار است و با اطلاع رسانی تفاوت های اساسی دارد. • گفتمان سازی بیلان سازی نیست. فرایندی برنامه ریزی شده و هدفمند است. • گفتمان سازی، تک بعدی نیست، مشارکت تمامی رسانه های جامعه را می طلبد. • گفتمان سازی هزینه بر است، اما در گذر زمان فعالیتی بسیار پر بازده می باشد. • گفتمان سازی مبتنی بر اندیشه و هنر اصیل است. مشارکت اندیشمندان و هنرمندان را می طلبد. • گفتمان سازی تخصص است و نگاه به آن نگاهی، حرفه ای و علمی است. • گفتمان سازی فعالیت‌های فرهنگی بلندمدت و متنوع است و در کوتاه مدت اتفاقی رقم نخواهد زد. • گفتمان سازی نیاز به آسیب‌شناسی و آینده پژوهی بصورت منظم دارد. امیرحسین اسدی پژوهشگر در حوزه گفتمان سازی و سبک زندگی